أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
282
قانون ( فارسى )
گشادهتر مىشود . در نتيجه گدارهايى كه در قسمت كوژى كبد هستند و تنگند برهم مىآيند و تنگتر از آن گدارها مىشوند كه در طرف گودى كبد هستند . محتمل است كه بيرون ريختن مادهء آبى از شكم از اين طرفها و از اين راهها باشد . كه دارو ماده را به سوى كبد كشيده و سرانجام به رودهها وارد شده است . كه اين عمل تحويل و تحول چندين احتمال دارد : 1 - سبب نيروى پالاينده و از هم جداكننده در كبد باشد . 2 - سبب مادهء آبى است كه در پالايشگاه بايد از ديگران جدا شود . 3 - شايد به سبب گدار و لولههاى مادهرسان باشند كه بسته شدهاند . درحالىكه سبب همان سبب اولى يعنى گناه از نيروى جداكنندهء مواد از هم باشد تفصيل از اين قرار است : جداسازى مواد در كبد مشتركا به عهدهء نيروى دفعكنندهء كبد و نيروى كشنده ( جاذبهء ) گرده است . اگر اين دو نيرو هر دو ناتوان گردند ، يا يكى از آن دو نيرو به ناتوانى مبتلا شود ، يا سد و راهبندانى در گدار مادهء آبى رخ دهد ، بويژه اگر اين سد راه جريان آب ورم در كليه باشد ، مادهء آبى جدا نمىشود و بدن آن را نمىپذيرد و گدار بسته تحمل بار او را نمىكند ؛ آنگاه است كه يكى از اسباب استسقاى خيگى آماده و مهيا است . و همين نكته است كه گاهى استسقاى خيگى از اثر ناتوانى و نوعى بيمارى در كليه - بدون ، اشتراك كبد - پديد آيد . اگر سبب احتمال دوم است . يعنى : مادهء آبى كه بايستى از ساير مواد جدا گردد سبب بيمارى استسقاى خيگى شده است ، توضيح چنين است : 1 - مادهء آبى بسيار زيادتر از آن است كه در حالت طبيعى بايد باشد . به اندازهاى زياد است كه جدا كردن آن از ساير مواد از توان دستگاه جداكننده خارج است . 2 - مادهء آبى از اثر نوشيدن آب زياد از حد طبيعى بيشتر از معمول است و خوب هضم نشده است . - در چه حالتى اين نوشيدن آب زياد از حد معمول رخ مىدهد ؟ - وقتى كه انسان كبدش به سوء مزاج گرم مبتلاست و تشنگى فشار مىآورد ، يا شخص از سببى ديگر به تشنگى شديد مبتلا مىشود . يا كبد از مزاج گرم يا از سببى ديگر تشنه مىشود ، اما راه آبرسانى بسته است آب چندانى به كبد نمىرسد كه به حساب آيد تشنگى همچنان باقى مىماند ، هرچند شخص بيمار آب بخورد و زياد بخورد اما بهره نمىدهد . و يا آبى كه براى فرونشاندن تشنگى كبد است ، آب تشنگى فرونشان حقيقى نيست . مثلا : الف - آبى كه انسان مىنوشد گرم است و سردى ندارد . ب - آب شور ، بوركى ، و غيره است ، كه به داد تشنهلبان نمىرسند و تشنگى را بر تشنگى مىافزايند . 3 - اگر سبب همان احتمال سوم است ، يعنى : ماده آبى و زياد است و خوب هضم نشده است ، تفصيلش از اين قرار است : اگر غذا تر و ترمزاج است و خوب هضم نشده است و از معده به سوى كبد و بدن آمده است و از اندازهء عادى و طبيعى بيشتر است ، بدن يا كبد برخى از آن غذاى ترمزاج را مىپذيرد و بقيه را پس